گزارش تصویری از نمایشگاه پاییزه مهرورزی با کودکان
” خانه کودک مهر”
برای دیدن گزارش با ابعاد بزرگ تر لطفا روی تصویر کلیک کنید.
“روز جهانی کودک” بر همه کودکان جهان مبارک باد
بخشی از اعلامیه جهانی حقوق بشر:
هر شخصی حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش و دست کم آموزش ابتدایی و پایه باید رایگان باشد . آموزش ابتدایی اجباری است . آموزش فنی و حرفه ای باید همگانی شود و دست یابی به آموزش عالی باید با تساوی کامل برای همه امکان پذیر باشد تا هر کس بتواند بنا به استعداد خود از آن بهره مند شود.
مادران وکودکان حق دارند که از کمک و مراقبت ویژه برخوردار شوند. همه ی کودکان اعم از آن که در پی ازدواج یا بی ازدواج زاده شده باشند ، حق دارند که از حمایت اجتماعی یکسان بهره مند گردند.
دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ماه ساعت یازده برای بازدید از پارک ترافیک راهی شدیم. هرچند پیش از آن تصمیم داشتیم بچه ها را به نمایشگاه کتاب ببریم اما به دلیل ازدحام نمایشگاه بین المللی کتاب از این برنامه منصرف شدیم .
از آنجا که “پارک ترافیک” به “خانه کودک مهر” بسیار نزدیک است پیاده راهی شدیم.
در ابتدای ورود در سالن همایش به بچه ها تابلوهای راهنمایی رانندگی و مقررات عبور و مرور آموزش داده شد.
سپس بچه ها به بازی پلیس و چراغ راهنما و … مشغول شدند. نمایش هایی نیز توسط بچه ها اجرا شد .
در پایان بچه ها بصورت دو نفر دونفر سوار اتومبیل ها شدند و از خیابان های مخصوص شهرک ترافیک عبور کردند که بسیار برایشان لذت بخش بود.
از مسئولان “پارک ترافیک” بابت همکاری و مهربانی شان با بچه ها و مربیانی که در این بازدید همراهمان بودند سپاسگزار هستیم.
![]()
![]()
از چند روز مانده به روز معلم بچه ها به دفتر مراجعه می کردند و خواستار این بودند که در این روز حتما جشنی داشته باشیم. اما من به دلیل نبودن امکانات ، بخصوص وضعیت حیاط خانه کودک، نمی دانستم چه جوابی به بچه ها بدهم.
اما با اصرار شان پذیرفتم جشن کوچکی داشته باشیم و تدارکات جشن را من به عهده گرفتم و اجرای برنامه را به عهده خود بچه ها گذاشتم.
بچه ها از همان روز فعالیت شان را شروع کردند . نقاشی کشیدند ، روزنامه دیواری درست کردند ، برای کوچکترها کلاه های رنگی مقوایی ساختند ، نمایش تمرین کردند و….
قرار بر این بود که جشن در حیاط برگزار شود . شروع به رایزنی با دوستان کردم تا شاید بتوانیم روز شادی برای بچه ها بسازیم . خانم جاویدی از همراهان خوب ما قول داد برای اجرای موسیقی گروهی را بیاورد.
دوستان دیگر تهیه شیرینی ، میوه و ساندویچ را قبول کردند. صبح روز دوازدهم اردیبهشت ساعت هفت و نیم که به خانه کودک رسیدم دیدم بچه ها قبل از من پشت در حیاط منتظر هستند. حیاط را آب و جارو کردیم، از فرهنگسرا صندلی آوردیم و چیدیم، معلم نقاشی با بچه ها نقاشی ها و روزنامه دیواری ها را دور تا دور حیاط نصب کردند و خلاصه هر کسی مشغول کاری بود. اما چون برنامه ای به صورت مدون و برنامه ریزی شده نداشتم نگران بودم که جشن به خوبی برگزار نشود که ناگهان با ورود گروه موسیقی سنتی فضای خانه کودک مهر به راستی رنگ شادی به خود گرفت و نگرانی من و سایر مربیان از بین رفت.
گروه موسیقی چند تن از هنرمندان بودند که فقط به خاطر عشق خود به کودکان و برای شاد کردن آنها بی هیچ چشم داشتی آمدند و از هنر خود برای تحقق بخشیدن به آرمان های انسانی مایه گذاشتند.
مربیان در کنار بچه ها نشستند و همه در کنار هم چند ساعتی شاد بودند. هر چند حیاط خانه کودک هنوز تعمیر نشده و گروه موسیقی وسایل خود را روی آجرهای بیرون زده و کج و معوج گذاشتند و با هر تکان خوردن بچه ها و دست زدن ، گرد و غبار بلند می شد .
بعد از اجرای موسیقی ، گروه تاتر بچه ها نمایشی را اجرا کرد، بچه ها کارهای تقلیدی انجام دادند ، بین جشن با شیرینی و آب میوه و در پایان با ساندیچ از همه پذیرایی شد.
من و معلم ها از بچه ها خواسته بودیم و تاکید کرده بودیم که هیچ هدیه ای نیاورند اما باز هم برخی کارت تبریک و گل آورده بودند. وقتی به سمیرا که برای من جورابی را کادو کرده و آورده بود اعتراض کردم که من گفته بودم هدیه نیاورید گفت :” خانم از مادرم هیچ پولی نگرفتم ، سه روز همراه مادرم قند شکستم و خُرد کردم و با پول آن برای شما جوراب خریدم. “

