گفت و گو با مدیر خانه کودک مهر

نوشته شده بوسیله : admin در ساعت ۷:۵۴ ق.ظ | تاریخ : ۱ خرداد ۱۳۸۹

گفت و گو با خانم ژاله بشیری - مدیر خانه کودک مهر ( دروازه غار)

 فریبا منتظرظهور

 

خانم بشیری لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمائید از چه سالی کار خود را با  بچه‌های کار و خیابان شروع کردید؟

ژاله بشیری خوشرفتار هستم، متولد سال ۱۳۴۳ . کارم را از دوازده، سیزده سال قبل شروع کردم. یعنی از وقتی که با کنوانسیون حقوق کودک آشنا شدم و کودکانی را در خیابان ها با جثه‌های نحیف بدون این که از آموزش ابتدایی بهره ای برده باشند،  در حال کار طاقت فرسا دیدم شروع به آموزش آنها کردم.

اوایل که هنوز جایی برای آموزش نداشتیم در گوشه‌ی پارک هم شده به بچه‌ها آموزش می‌دادیم.

در حدود ده سالی‌ست که صبح‌ها بصورت مستمر با کودکان هستم. یعنی صبح تا ظهر را به آموزش این کودکان اختصاص داده‌ام.

 

چند روز در هفته خانه کودک مهر هستید؟

  ۶ روز در هفته از ساعت ۸ صبح تا ساعت ۳ بعدازظهر در خانه کودک  هستم به غیر از پنج شنبه‌ها که خانه کودک  تا ساعت یک پذیرای کودکان است.

 

در خانه هم به بچه‌های منطقه و مشکلات شان فکر می‌کنید؟

مشکلات این بچه‌ها به قدری زیاد است که به همان محدوده خانه کودک بسنده نمی‌شود. مگر می‌شود کودکی نیاز به جراحی داشته باشد و پول برای جراحی نداشته باشی و  به او فکر نکنی!

یا  برای مثال ما سه ماه یکی از بچه‌ها را پیش روانشناس می‌بردیم تا به مشکلات رفتاری او پی ببریم و کمکش کنیم  بعد از سه ماه متوجه شدیم که کودک از شدت گرسنگی به حالات عصبی و پرخاشگری دچار می شود! مگر می‌شود به بچه‌هایی که در این شرایط زندگی می ‌کنند فکر نکرد!

 

با بچه‌های کار بودن چه تاثیری روی شما گذاشته است؟

باعث هدف‌دار شدن زندگی ام شده. به این صورت که کاری که انجام می‌دهم با عشق و علاقه است چون مسئله مالی و مسئله ارتقای شغلی در بین نیست پس با تمام وجودِ خودم کار می‌کنم و شاید خیلی وقتها هم از کودکان چیزی یاد می‌گیرم، مثل حرص نداشتن به مال دنیا و خوش بودن با چیزهای خیلی کوچک.  و  این که در عین نیازمندی یاد بگیری که احساس نیاز نکنی.

در اثر کار با کودکان کار وخیابان  من به این باور در زندگی خود رسیده‌ام که می‌شود در اوج نیازمندی احساس بی‌نیازی کرد.

 

چه رویایی برای این بچه‌ها دارید ؟

رویای من فقط فراهم بودن حداقل های زندگی برای این بچه‌هاست. آیا نام این آرزو را می‌توان رویا گذاشت؟ این که آرزو کنی این بچه‌ها هم  بتوانند بچگی کنند و  در  سن مناسب آموزش های لازم را ببینند ، رویای من همین است.

 

نسبت به مربیان داوطلب و همراهان مالی موسسه چه احساسی دارید؟

افراد در کارهای جمعی،  مانند دانه‌های زنجیر به هم متصل هستند. برای موفقیت در کارها به اتحاد با هم و به کمک همدیگر نیازداریم. اگر به این مسئله واقف باشیم هرگز در کارها‌یمان تک روی نمی‌کنیم.

  هیچ کس به تنهایی نمی‌تواند کاری را به درستی پیش ببرد. بنابراین مهره اصلی همان داوطلبان و مربیان هستند که بیشتر بار هم روی دوش آنهاست و من فکر نمی‌کنم حتی یک روز بدون معلمین این جا بتوانم کاری انجام بدهم.  در واقع مربیان این جا بیشترین نقش را دارند و از آن ها که بگذریم می‌دانید که بدون داشتن  وسایل لازم و ضروری، کاری پیش نمی‌رود،  چه رسد به کارهای خانه کودک  با این حجم مشکلات، که بدون  کمک مالی همراهان هرگز به مقصد نمی‌رسد.  بنابراین نقش همراهان مالی هم بسیار چشمگیر و در حد معلمین و داوطلبان است.

 

به نظر می رسد شما تا حدی بر روی نظم و انضباط بچه‌ها توجه و دقت دارید. در این مورد اگر ممکن است توضیح بفرمائید.

درست است که ما در خانه کودک تاکید داریم که کودکان باید راحت و آزاد باشند ولی می‌دانید که این جا تنها جایی‌ست که کودکان قوانین را یاد می‌گیرند. در بیرون از این ‌جا کسی نیست که به این بچه‌ها نظم را آموزش بدهد. بنابراین اگر روی انضباط بچه‌ها حساسیتی وجود دارد فقط بخاطر خودشان است. من بارها به بچه‌ها گفته‌ام که طرز لباس پوشیدن و کوتاه نگه داشتن مو و  در کل مرتب بودن برای ما حساسیت زا نیست که فکر کنید مدام روی این موضوع تکیه می‌کنیم ولی اگر امروز در این محیط  یاد بگیرید که صبح چطور وارد محیط  آموزشی شوید،  فردا اگر در اداره ای کار داشتید می توانید منظم و  با ظاهر و رفتار مناسب به آن اداره مراجعه کنید. پس تاکید روی این مسئله، فقط بخاطر یادگیری نظم برای ساختن آینده ‌ بهتر برای خودشان است.

مثالی برای شما می زنم. من هر جایی که برای اولین بار شروع به کار با بچه‌های کار بکنم دو ماه اول، هر صبح بیرون از دفتر می‌ایستم و با بچه‌هایی که وارد می‌شوند سلام و احوالپرسی می‌کنم. چون اوایل انتظار سلام کردن از آنها را نباید داشته باشم ( چون یاد نگرفته‌اند) و بعد از دو ماه،  صبح ها توی دفتر می‌نشینم و نمی‌دانید چه لذتی دارد وقتی هر کودکی که وارد خانه کودک می‌شود می‌آید دفتر و سلام می‌کند و بعد به کلاس خود می‌رود و ظهرها هم هیچ کودکی بدون خداحافظی از اینجا خارج نمی‌شود. در مورد خود مرکز چون همه کارها زیر نظر خود کودکان است بنا براین از همه چیز بطور کامل محافظت می‌کنند. احتیاجی به تذکر من نیست.حتی مامور تغذیه هم از خود بچه‌هاست. وقتی به بچه‌ها اعتماد کنی بچه‌ها رفتار صادقانه  را زود تشخیص می دهند. بنابراین به راحتی می‌شود اعتماد بچه‌ها را جلب کرد  و با همان کارهای کوچک نقش های کلیدی زندگی را به آنها یاد داد. بارها شده، بچه ای را که بخاطر هزار تومان از صبح تا شب کار می‌کند برای خرید از سوپر مارکت سر کوچه فرستاده‌ام و بهش پول اضافه داده ام ولی موقع برگشت پی‌گیر بقیه پول نشده ام، ولی روز بعد دیده ام همان بچه پول را آورده که “دیروز یادم رفت بقیه پول را برگردانم “  آیا آموزش غیر از این است؟

 

 

آیا از روش تنبیه هم استفاده می کنید یا فقط روش تشویق را بکار گرفته اید؟

با توجه به کنوانسیون حقوق کودک و با آگاهی از این که این کودکان همیشه در جامعه تحقیر شده اند، همیشه از روش تشویق استفاده می‌کنیم. اگر قرار است چیزی به بچه ای داده شود سعی می‌کنیم که بصورت جمعی به همه کودکان تحت عناوین مختلف که به شخصیت شان آسیبی وارد نشود ارائه کنیم.

 

یعنی شما با برگزاری مسایقات مختلف و ایجاد رقابت بین بچه‌ها ، امکانات بیشتری در اختیار موفق تر ها قرار نمی دهید؟

با توجه به نیاز کودکان، ما در صدد رفع آن نیازها هستیم. سعی می کنیم کودک و خانواده اش برای رفع نیازهایی مثل لوازم التحریر تحت فشار قرار نگیرد.

و چون تفکیک کودکان (که وسیله ای به این کودک داده شود به آن کودک داده نشود) احساس بدی را در کودک نیازمند بوجود می‌آورد، سعی می کنیم که بصورت دسته جمعی وسایل ضروری کودکان توزیع شود تا هیچ کودکی احساس حقارت نکند. مثلا در طول سال سه بار لباس بین همه ی بچه‌ها توزیع می شود( اول مهر، اول زمستان ، اول بهار) و چون همه کودکان دریافت می‌کنند پس در خانه کودک هیچ کس از دیگری برتر یا کمتر نیست. با توجه به سوء تغذیه کودکان، در روز دوبار تغذیه به همه کودکان داده می شود. فکر می کنم به همین دلیل است که کودکان در خانه مهر احساس راحتی می‌کنند چون تنها جایی است که  به هیچ عنوان تحقیر نمی‌شوند.

و امتیاز خاصی برای کودک خاصی در نظر گرفته نمی‌شود.

 

پس کودکی که در درس ها موفق تر و کوشاتر است را چطور تشویق می کنید؟

  زمانی که مربیان درصدد تشویق کودکان بر می‌آیند و می‌خواهند در روز بخصوصی دانش آموزانی که بیشتر زحمت کشیده اند را تشویق کنند،  در آن روز هم به غیر از تشویق شدگان  جوایز خاصی به همه کودکان تحت عنوان سبد جوایز در پایان مراسم تشویق به همه کودکان داده می شود.  در واقع  حتی در روز تشویق، کودکان به نحوی تفکیک نمی شوند.

 

در خانه ی کودک علاوه بر کودکان به مادران هم آموزش می‌دهید. چه آموزش هایی دارید؟ و چرا با مادران هم کار می کنید؟

با توجه به این که آموزش کودک بدون آموزش خانواده و مخصوصا مادر وی امکان پذیر نیست، در درجه اول ما سعی می‌کنیم که با مادر کودک ارتباط  پیدا کینم و زمانی که  به بی‌سوادی  و مشکلات دیگر او پی بردیم تلاش می‌کنیم آموزش های لازم را به مادر ارائه بدهیم.  با توجه به بافت منطقه که بیشتر مادران را مادران بی‌سواد تشکیل می‌دهند کلاس نهضت  و سواد آموزی برای مادران گذاشته‌ایم. از طرفی بخاطر کمک به حل مشکلات مادی خانواده‌ها، کلاس آموزش بافتنی و خیاطی را هم برگزار کرده‌ایم که خوشبختانه در خیاطی به آن حدی رسیده اند که کار برای فروش ارائه دهند.

 

خانه کودک به نظر بسیار کوچک می رسد و از این که در این فضای کوچک موفق به انجام فعالیت های مختلف برای بچه‌ها شده اید شگفت زده شدم. خانم بشیری خانه کودک چند اتاق دارد و چند کودک را تحت پوشش قرار داده اید؟

این جا ۶ کلاس دارد و در حال حاضر ۱۵۰ کودک کار و خیابان و بی بضاعت را تحت پوشش قرار داده‌ایم. که البته متقاضی بیش از این است اما به دلیل کمبود فضا امکان پذیرش همه‌ی بچه ها را نداریم.

 

 

 

 

 



تحت دسته : گفت و گو
نظرات (۰)

نظرات این پست را از طریق RSS دنبال کنید!

قسمت نظرات بسته است